دیوِ دلبر :)))

دیوانه چه می دانی :)

دیوِ دلبر :)))

دیوانه چه می دانی :)

به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم ، خواهد رفت
آن چنانی که فقط ،خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند
به تن لحظه خود ، جامه اندوه مپوشان هرگز
تو به آیینه
نه
آیینه به تو ، خیره شده است
تو اگر خنده کنی ، او به تو خواهد خندید
و اگر بغض کنی
آه از آیینه دنیا ، که چه ها خواهد کرد
#سهراب_سپهری

کلمات کلیدی
آخرین مطالب
  • ۰
  • ۰

شکرت خدا

امروز انگار همه از دنده ی چپ بیدار شده بودن؛بی دلیل 

شاید به خاطر همین یکم دلم گرفته بود؛داشتم می پوکیدم

عصر به بهونه ی گرفتن کتابام رفتم بیرون و قدم زدم

قبلش هم کلییی خواهش کردم از خدا که بارون بباره

همین که رفتم بیرون بارون نم نم می بارید حتی لباسمم خیس نشد؛باز هرچی باشه یکم بارید:\

اولین قطره ی بارونی که افتاد رو صورتم فوق العاده بود؛تغییر چهره امو از:( به :)))حس کردم.

مطمئنا اگه می شد خدا رو بغل می کردم و از خوشی قهقهه می زدم:))).

کتابهای سال تحصیلی جدید(دهم)رو هم گرفتم.فک کنم خدا دلش به حال کتابام سوختD:

خدایا شکرت :)


فیلم انتهای خیابان هشتم رو بالاخره دیدم نصف دومش رو :|

پ ن:من پلنر تحصیلی رنگی میخوام :|


  • ۹۵/۰۶/۲۸
  • saeede sa

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی