دیوِ دلبر :)))

دیوانه چه می دانی :)

دیوِ دلبر :)))

دیوانه چه می دانی :)

به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم ، خواهد رفت
آن چنانی که فقط ،خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند
به تن لحظه خود ، جامه اندوه مپوشان هرگز
تو به آیینه
نه
آیینه به تو ، خیره شده است
تو اگر خنده کنی ، او به تو خواهد خندید
و اگر بغض کنی
آه از آیینه دنیا ، که چه ها خواهد کرد
#سهراب_سپهری

کلمات کلیدی
آخرین مطالب
  • ۰
  • ۰

روز اول

از اون جایی که شهر ما  نونه دولتی نداره،نیم ساعت تو راه بودم:|

بعد تازه اون دختره که ازش خوشم نمیاد همکلاسم بود :|

استرس مدرسه ی جدید رو هم داشتم 

زنگ تفریح آخر به همکلاسیام گفتم که صندلیارو فلان مدلی بچینیم که هم دیدمون بهتر شه هم جا باز شه،نه چیزی میبینیم،هم هوا خفه اس:|ریلکس نشستن میگن ما که می بینیم :| ناسلامتی قدم ۱۷۰

بعد تازه ۵نفریم برا سرویس نه ون و مینی بوس مناسبه نه سواریا :\باید بچپیم تو حلق هم

اصن یه وضی:)


خواهرم داشت هسته ی زیتونو میگرفت،روغنش؟آبش؟رفت تو چشمم نیم ساعته تک چشمم الان (:|




  • ۹۵/۰۷/۰۳
  • saeede sa

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی