دیوِ دلبر :)))

دیوانه چه می دانی :)

دیوِ دلبر :)))

دیوانه چه می دانی :)

به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم ، خواهد رفت
آن چنانی که فقط ،خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند
به تن لحظه خود ، جامه اندوه مپوشان هرگز
تو به آیینه
نه
آیینه به تو ، خیره شده است
تو اگر خنده کنی ، او به تو خواهد خندید
و اگر بغض کنی
آه از آیینه دنیا ، که چه ها خواهد کرد
#سهراب_سپهری

کلمات کلیدی
  • ۱
  • ۰

به مامانم میگم مامان چیا از زیست دبیرستان یادته؟ :)

+بدن ما گلبولهای قرمز و سفید داره،آئورت،بطن بزرگ،بطن کوچک(خندش گرفت؛گفت چپ و راست نبود؟)

تمام این مطالبی که گفت برا ابتدایی و راهنمایی بود:)

و همانا مادری دارم که گاهی شوخی های بامزه اش کلی ما را می خنداند؛این مکالمه ها با قیافه های جالب ما جالب تر است دیگر :)



امروز رفتیم خانه ی جدید پزشک آینده ی اِمان،ترم اول است تازه.


نمی دانم من خودبِیبی پندار هستم یا بقیه زیادی بزرگ می زنند؟!

فقط سه سال از من بزرگ تر است؟چقد بزرگ شدم من:دی

یک لحظه،تمام بچگهایمان آمد جلوی چشمم.

هنوز هم که یادِ کارهای بامزه امان می افتم خنده ام می گیرد.

فقط اینکه چقدر زود بزرگ می شویم ماها.

+روزانه نوشت،حس نوشت؛هر چه که اسمش را بذارید بیش از این نمی توانم از حس خوبی که داشتم بنویسم. :)

  • ۹۵/۰۸/۲۱
  • saeede sa

نظرات (۳)

:) اخییییی چقدر خوبه موفقیت کسی رو ببینی که تمام خاطرات بچگیتو باهاش سهیم بودی:)
پاسخ:
اوهوم:) خیلی خوبه
قسمت هم بشه الهی :)))
ان شا الله بقیه هم موفقیت ما رو ببینن:دی
ان شاالله موفقیت مشترکمون :)

پاسخ:
ان شا الله :)
امیدوارم هرچی بزرگتر میشی موفق تر هم بشی به همون نسبت ^_^
پاسخ:
ان شا الله :)
تلاشمون و انسایتمون هم حتی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی