دیوِ دلبر :)))

دیوانه چه می دانی :)

دیوِ دلبر :)))

دیوانه چه می دانی :)

به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم ، خواهد رفت
آن چنانی که فقط ،خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند
به تن لحظه خود ، جامه اندوه مپوشان هرگز
تو به آیینه
نه
آیینه به تو ، خیره شده است
تو اگر خنده کنی ، او به تو خواهد خندید
و اگر بغض کنی
آه از آیینه دنیا ، که چه ها خواهد کرد
#سهراب_سپهری

کلمات کلیدی

۸ مطلب با موضوع «منم و خونواده ام» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

یوشابه

جیحون میگه یوشابه نخوری استخونای بدن رو پودر می کنه.

آخرین قلوپ نوشابه اش رو میخوره میگه:

تازه یوشابه بخوری دندونات میریزه:))


می گیم خودت چرا می خوری پس؟

میگه می خوام اسراف نشه نریزیم دور.

شما نخورین مریض می شین :)))

  • saeede sa
  • ۰
  • ۰

آخ بمیرم برا دستات

عصر که جای آمپول روی لثه ام درد می کرد؛ترجیح دادم بخوابم.
مامانم بیدارم کرد گفت میره خونه خواهرم بیدار شو تلفن زنگ زد جواب بدی.
نگو محراب خواهر زاده ام دستش بریده ۷ تا بخیه خورده(از سنش بیشتر.۶ماهه است)
امروز برا ناهار خواهر اولیه ام خونه خواهر دومم دعوت بودن.
خواهر۱ ساعت ۲.۵ از اداره میرسه خونه خواهر۲ میبینه اومدن پایین بعد با هم رفتن بیمارستان بخیه زدن.نگو محراب رو تو روراک گذاشتن محراب هم رفته سراغ تنور گازی(که آلومینیومیه و یه قسمتاییش برنده است)دستش کشیده شده بهش :((
بنده خدا خواهر۲ سالاد و همه چی رو آماده گذاشته بود ولی ساعت ۶ ناهار خوردن :(
______
یاد ۲۰_۲۳تیر امسال افتادم که مشهد بودیم و همون موقع هم خواهر۲ اثاث کشی داشت.تو خونه جدیدشون داشتن جارو می کشیدن که محراب رو میذارن تو اتاق و درشم می بندن صدا اذیتش نکنه.در خراب بوده و گیر میکنه محراب بنده خدا جیغ و گریه از اینور مامانش گریه می کرده.درو هر کاری کردن باز نشده.حتی سعی به شکستنش کردن.ساختمون بغلی داربست و اینا داشته و کارگرا کار می کردن از پنجره رفتن تو در از داخل اتاق باز شده ولی خیلی بد بود تا در باز شه :(
______
ان شا الله خوب شه سریع :):
بمیرم برا دستای تا آرنج پانسمان شده ات :):


  • saeede sa
  • ۰
  • ۰

بازیگری طور

سلاملکم 🤗

آگهی زدن برای تست بازیگری برای سریال پشت نقاب ها برای شبکه ی دو

خواهرم میگه حتما برم.

از بچه های وزارت ارشاد شهرمون زنگ زدن به شوهرخواهرم که بیا تست بده حتما قبول میشی.راس میگن خیلی این کاره است :دی

جیحون هم میبرم تست بده چون خیلی راحت نقش بازی میکنه و سرکارمون میذاره.

ببینم چه می کنیم حالا.

یه موقع اگه معروف شدم برین پز بدین :دی




برای انتخاب شهردار شوراها چند گزینه دارن.یکی از این گزینه ها شوهرخواهرمه. ان شا الله هرچی صلاحه پیش بیاد.



  • saeede sa
  • ۰
  • ۰

مامان جان!

پسر خالم عضو تیم ملی والیبال نوجوانانه و تنها نوجوان حاضر در مسابقات جهانی در استان.از چین که برگشت مامان عکسشو گذاشته تو اینستا که موفق باشی عزیزم و اینا

بعد که اون روز گوشیش دستم بود گفتم مامان فلانی و فلانی لایک کردن پستتو میگه ملت چیه این پستو لایک می کنن:|||

با لایک کردن خودشم مشکل داره؟! :|

  • saeede sa
  • ۰
  • ۰


یکی چار ساله

یکی چار روزه

  • saeede sa
  • ۱
  • ۰

دیدم داره خواهرم اینستاگردی می کنه

+شما گوشیتون بسته داره؟

-نه نداره

+هی داره می لرزه تنم،آتیش گرفته بدنم

حجم نتم تموم شده

-نتت؟نت خونه ی بابام اصن.قصدم اینه تموم کنم P:

  • saeede sa
  • ۰
  • ۰

صفای صفا

می دانستید من یک پسرخاله ی ۱۳ساله دارم که به نظرم بهترین ۱۳ساله ی دنیاست؟

خوش می گذرد،شوخی می کند،بازی میکنیم،حرف کم میاوریم برای همین بحث را می کشانیم به سمت فیلم و سریال کتاب و هرچیز دیگر؛انقد این بحث ها لذت بخش است که دوست دارم هی ادامه بدهیم

در مورد هر چیزی اطلاعات دارد و تو می توانی کیف کنی

اطلاعات عمومی ام حد متوسط است اما خدایی اش از ۹۰٪همکلاسی هایم بالاتر است،آن ۱۰٪ هم دوستانم هستند دیگر.

اما همیشه کم می آورم،نه اینکه کم بیاورم ها اکثرا در مورد یک چیز مشترک حرف می زنیم مثلا سریال فلان تمامش را دیده من اما در لیست دیده شود هایم دارمش.

از وست ورلد گرفته تا بیگ بنگ و همه و همه ی سریال ها را بلد است،تاریخ می خواند و چقد لذت بخش است برایم اینکه پیشنهاد کند چه کتابی بخوانم و چه فیلمی را ببینم و چه فیلمی از نظر اخلاقی زشت است یا اینکه درمورد لیست فیلم هایی که قرار است ببینم نظر بدهد.

در مورد جدیدترین گوشی ها و لپ تاپ ها خبر دارد،می توانید در مورد اختراع جدید ژاپنی ها حرف بزنی یا هر چیز دیگری،کم نمی آورد.

لذت بخش تر آنکه کارت اهدای عضو را تبریک گفت:)کاری که هیچ کس انجام نداده بود.


پ ن:دیشب خوابم نیامد و رفتم کتابخانه ی مجازی ام،کتابی را انتخاب کردم که چاپ نشده بود،به عنوان خز و خیل شناخته می شود چون از یک سایت گرفتمش،اما هی حس خوب تزریق می شود چرا؟

کاغذ بی خط نوشته ی تسنیم

و طبق معمول قلمچی را نخوانده ام.به درک

پ ن تر:دیروز برای خواهرزاده ی تو راهی ام کاردستی درست کردم و جیحون چقدر ذوق کرد، خواستم مادر و پدر تو راهی را در پستی تگ کنم دیدم که هر دو عکس پروفایلشان با جیحون است؛ آدم نداند فکر می کند جیحون بچه ی این دو تاست.والا پدر مادرش عکس خودشان را گذاشته اند :|)

  • saeede sa
  • ۱
  • ۰

باشلالینگ

نمی دونم چی شد که مامانم گفت:

توتوی توتوی توتلوما(یه حالت گوگولی مگولی و قربون صدقه:)

قاتلامه دان آردلاما(نمیدونم ولی فک کنم کنایه از لگد به بختت نزنه :دی)

قاتلامه سین اییلی(قاتلمه شیرینی سنتیمونه که بیشتر به شیرینی عروسی معروفه)

آق کجوه سالیلی(سوار ماشین عروسش کنیم،همون کجاوه)


جیحون:ماما(مادربزرگ مادری تو زبان ما)من آق کجاوه خیلی دوس دارم.

میدونی بعد که سوار ماشین میکنن چی کار میکنن؟


ادای رقص خنجر(ذکر خنجر)رو درآورد.(که بعضیا برای سنتی بودن بیشتر انجام میدم)

(شعری که باهاش تو عروسیا میخونن رو یادم نیومد و چیزی رو گفتم که در حالت عادی شنیدم:

گفت نه 

موقع انجام دادنش این بار خوند:

باشلالینگا باشلالینگ(شروع کنیم و شروع کنیم)

ادامه اشو بلد نبود،من گفتم

اوز ...یمنگ طویینا شِیدیب گِونیمیز حوشلایلینگ(توی مراسم عروسی فلان شخصمون با همین کارا دلمونو خوش کنیم)


از یه قربون صدقه به کجا رسیدیم :دی

  • saeede sa