دیوِ دلبر :)))

دیوانه چه می دانی :)

دیوِ دلبر :)))

دیوانه چه می دانی :)

به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم ، خواهد رفت
آن چنانی که فقط ،خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند
به تن لحظه خود ، جامه اندوه مپوشان هرگز
تو به آیینه
نه
آیینه به تو ، خیره شده است
تو اگر خنده کنی ، او به تو خواهد خندید
و اگر بغض کنی
آه از آیینه دنیا ، که چه ها خواهد کرد
#سهراب_سپهری

کلمات کلیدی

عصر روز شانزدهم خرداد بهار سال هشتاد به دنیا اومدم.

زاده ی بهارم و جنسم پاییزی...

اینجا خونه ی دیو ترسناکیه که دلبری بلده.مهربونه و سنگدل.باهوشه و خنگ.دیوی متضاد تر از سیاه و سفید.

اومده اینجا شادیاشو،غم هاشو،احساساتشو،لحظاتش رو با شما شریک بشه.

کمی بنویسه تا کمی تخلیه بشه،شادیش ثبت بشه و... :)

نوشتن رو دوست دارم و عکاسی رو هم.کتاب و موسیقی جزو علاقه مندی هامه.

سر به هوا ترین دختر بابام منم :)



تجربی می خونم و خون که می بینم دستم می لرزه و حالم بد میشه:))