دیوِ دلبر :)))

دیوانه چه می دانی :)

دیوِ دلبر :)))

دیوانه چه می دانی :)

به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم ، خواهد رفت
آن چنانی که فقط ،خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند
به تن لحظه خود ، جامه اندوه مپوشان هرگز
تو به آیینه
نه
آیینه به تو ، خیره شده است
تو اگر خنده کنی ، او به تو خواهد خندید
و اگر بغض کنی
آه از آیینه دنیا ، که چه ها خواهد کرد
#سهراب_سپهری

کلمات کلیدی
آخرین مطالب
  • ۰
  • ۰

پاییز جانم

باید بگم که؛آخیش بالاخره پاییز رسید.

خیلی خوشحالم از این بابت؛آخه مگه میشه فصلی با مهر شروع بشه دوسش نداشته باشی!؟ :)

دلم برا مدرسه هم تنگ شده بود که ان شا الله دو روز دیگه اونجام.یکمم استرس دارم از اینکه مدرسم عوض شده و از این حرفا دیگه :)

همیشه از آغاز تعطیلات برای اومدن پاییز لحظه شماری می کنم.



دیروز هم به پیشنهاد من برا دوستم تولد سورپرایزی گرفتیم و خودم بیشتر خوشحال بودم انگار؛همیشه خوشحال کردن بقیه حس خوبی بهم میده(حالابماند که رفتم براش کادو بخرم برا خودم دو تا بلوز خریدم،آخرش هم کارت هدیه دادم بهش😂)

وقتی رفتیم خونشون تعجب کرده بود،گفت منتظر همکارای مامانش بودن(آخه سر پروژه ی تولدش با مامانش همکاری داشتیم دیگه;) 

بعد یکی دو ساعت که خوش گذشت و اینا گفت چرا همکارای مامانم نیومدن،خوب شد ولی

چقدم بابت حرفش بهش خندیدیم :)))



خدایا شکرت که باز اول مهر یه پاییز جدید رو بودم و دیدم.

  • ۹۵/۰۷/۰۱
  • saeede sa

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی